الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

231

الغدير ( فارسى )

20 جعفر بن حسين - بگوى آن را كه پاى از گليم بيرون نهاده و در سروده‌اش آثار تجاوز آشكار است . - از بيخردى ، دين خود را به گمراهى سرگشته فروخته و چشم طمع به حطام دنيوىاش دوخته است . - ترا چه رسد - اى ملعون ازل و ابد - كه در اسرار امامت سخن ساز كنى ؟ - پنداشتى ، امامت ميراث رسول است ، نه حق گفتى و نه شايستهء تكريم شدى . - امامت و پيشوايى با نص رسول است براى آن‌كه قائم مقام اوست . - چونان كه در غدير خم در حق حيدر فرمود ، آنگاه كه او را به‌پا داشت : - هركه را من سالار و سرورم ، اين على سرور و سالار است . وه چه بليغ و رسا فرمود ! - از صاحب خبرى پرس ، تا بدانى و سرانگشت ندامت به دندان گيرى . - اوست كه با شمشير بران در پهنهء پيكار ، غبار غم از چهره‌ها زدود . - در روز « بدر » كه سرورانت از ضرب بازويش به ستوه آمدند . - پدرشان ( عباس ) در بند اسارت ، با ناله و فغان خواب از چشم پيامبر ربود . - در آيين ما ، پيشوا و سالار ، آن كسى است كه رسولش آشكارا نام برد و اركان امامتش را استوار كند . - در ميدانهاى نبرد كه آتش جنگ فروزان شود ، شعله‌هاى آن را خاموش سازد .